تبلیغات
انتظار ظهور - شاید امام زمان را ببیند
انتظار ظهور
مایم و نوای بی نوای...بسم الله اگر حریف مایی
یکشنبه 22 دی 1392 :: نویسنده : منتظران

نیت کرده بود چهل شب جمعه برود زیارت امام حسین علیه السلام، شاید امام زمان را ببیند.

صبح پنج شنبه راه می افتاد، پای پیاده. آخرین شب بود. شب چهلم.

مأمورها دروازه را بسته بودند. نه کسی می توانست وارد شود، نه خارج. دلش شکست.

با خودش گفت:" این همه راه آمدم، خرابش کردند."

مردی دستش را گرفت. از دروازه ردش کرد. هیچ کس هم نفهمید.

خواست تشکر کند، دید مرد نیست. تازه فهمید این همه راه را بی خود نیامده.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

بیائید اعتماد کنیم قطعا زیان نمی بینیم
آتشی نمى سوزاند ابراهیم را
و دریایى غرق نمی کند موسى را
کودکی، مادرش او را به دست موجهاى نیل می سپارد
تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
مکر زلیخا زندانیش می کند
اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند
از این قِصَص قرآنى هنوز هم نیاموختی ؟!
که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد نمی توانند
او یگانه تکیه گاه من و توست !
پس به تدبیرش اعتماد کن
به حکمتش دل بسپار
به او توکل کن

مدیر وبلاگ : منتظران
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :